تبلیغات
ツزندگی شکلاتیツ - خاطرات شکلاتی
دخترا لیاقت بهترینــــــــ ها رو دارندن

خاطرات شکلاتی

پنجشنبه 13 تیر 1392 08:49 ب.ظ

نویسنده شکلاتی : sunny girl


سلام امروز چنندتا خاطره ی بچه گی اوردم

عروسک های بسیار زیبا و ناز

برید ادامه



خاطره ی اول 

وقتی بچه بودم داداشم تازه به دنیا اومده بود و 9 ماهش بود یه روز کباب داشتیم


من دیدم دادشم نمیخوره یه تیکه برداشتم گذاشتم دهن یک بچه ی 9 ماهه

واقعا که شاهکارمبچه گریه میکردم من خوشحال که داداشم غذا خورد

هیچ وقت دهن بچه ی 9ماهه کباب نذار

خاطره ی دوم

وقتی اولین دندونم افتاد فروردین بود

میخواستم بزارم زیر بالشم فردا یه خرس زیر بالشم باشه


فردا که بلند شدم حدس بزنید
.
.
چی زیر بالشم بود
.
.
.
.

مداد شمعی برای کلاس نقاشی تابستونم

من عصبانی 

پیش مامانم که چرا خرس رو نذاشته
جواب
=
من نمیدونستم چی میخوای برات یه چیز مفید گرفتم
من
=

ولی مداد شمعی بدرد خورد

همیشه به مامانت بگو برای دندون چی میخوای

خب تمام

راستی روزنامه

قالب جدیدم چه طوره



نظرات گلا : این جا نه پست ثابت
آخرین باری که ویرایش شد؟: چهارشنبه 19 تیر 1392 10:12 ب.ظ



ابزار وبمستر